| ما همه خوبیم |
معنویت، عدالت، آزادی
|
درباره وبلاگ
![]()
به نام خداوند قلم و آفرینندهٍ کلمه و خالق حرف
"خوب" در ادبیات مردم اصفهان معانی متفاوتی دارد. یکی از معناهای "خوب" برادران الوات و اراذل اوباش را شامل می شود. "خوب" ها انسان های دیکتاتوری هستند که کوچکترین مخالفتی را تاب نمی آورند. عاشق خراب کردن و دعوا و درگیری هستند. تجاوز به حقوق دیگران از مشخصه های بارز "خوب" هاست. معتقدم "خوب" ها اسمشان بد در رفته وگرنه ما همه به اندازه ی خودمان "خوب" هستیم پیوندهای روزانه
اگر مشايي مشاور خاتمي بود، ما كفن پوش شده بوديم!-امید حسینی
حسی پر از درد بیتفاوتی بهمثابهٔ واکنش اجتماعی - شاهرخ مهدوي ناامیدی ... این درد مشترک - میرا مدلی برای تعامل با جامعه مدنی - پویا شوقی سلطان محمود غزنوی ، پادشاه غلام باره (بچه باز) اردشیر پایه گذار حکومت دینی در ایران قبل از اسلام! مهاتما گاندی و نلسون عبدالله! - رشید اسماعیلی قنوت حضرت امام سجاد «ع» در جلسه پشت پرده سران اصلاحطلب چه گذشت تمام پیوندها پیوندها
مدرنیته شرقی "پویا شوقی"
پایگاههای خبری روزنامه ها سید محمد خاتمی مهندس رجبعلی مزروعی - متولد ماه مهر دکتر احمد شیرزاد - سپیداران سید ابراهیم نبوی سید عطاالله مهاجرانی جملیه کدیور عمادالدین باقی علی شکوری راد محمد علی نجفی معصومه ابتکار-ابتکار سبز سید حسین مرعشی-قهوه خانه اکبر اعلمی صادق زیباکلام عباس عبدی عماد افروغ دکتر مصطفی معین دکتر سروش سید محمد علی ابطحی - وبنوشت سید علی میرفتاح-کرگدن نامه بـــنــــد209-سهیل سروش نیا ایران من-مهدي آقا عليخاني طبقه دوازدهم - ســتاره کمانگیر طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام روح الله عـسـل امیرفرشاد ابراهیمی هادی نامه جمهور اکبر منتجبی آش ایرونی-مصطفی رسته مقدم وبخوان مصطفی مستور اصولگرا مسعود اسماعيل حق پرست-خط خطي هاي ذهن هیس لب پنجره بــهزاد-آخری احــــســــان شـــراب تلخ-رها خاک ناسپاس نقطه دید-بهروز شجاعی زیتون ققنوس خشت-حمید همینجوری-احمد طالبی چکیده ای از اسلام حرف حساب نوای نی-عــلــی کـلـائی توکای مقدس-توکا نیستانی غـــــرب زدگــــــان پرویز ایمانی بامداد حــرف نو نگارک ها-سلیمانی فرصت نوشتن-بابک داد نگاه نو-حاج آقا شاهینی کاکتوس-فرشته رضایی صلح ودوستی- قاسم مقیمی عدالت خواهي غرب اصفهان بوی خاک-محمدرضا یزدان پناه روزنوشت های آخرین رئیس جمهور غــــریــــبــــه آفتابگردان عاشق-آرمین فرایند-بابک اسماعیلی اصلاحات نوشت مــــحــــفــــل بیلچه - یونس خان کاظمی خاکریز-مرتضی احمدی عرفان نجف آبادی بامدادی مــــــرور کارتون خواب - کامران صفی زاده تاکستان خوشبختی-بی تا زخم کهنه - شاهرخ مهدوی دفتر هاي سبز من یا غم؟ دست چپی - کــامــران :: قالب ساز :: طراح قالب
|
روشنفکری ایرانی حاصل میل ایرانی ها به جبران عقب ماندگی های خود در دو سده اخیر بود. انقلاب مشروطه به عنوان اولین حرکت عظیم سیاسی در ایران عموما به عنوان نقطه عطف روشنفکری از یک جریان خاص به جریان عام گرا تلقی می شود. در طول تاریخ صد و اندی ساله خود روشنفکری ایرانی از مسیرهای عجیبی گذر کرده است. در یک بررسی تحلیی اعصار مختلف روشنفکری ایرانی را بر اساس دوره های زمانی و خصوصیات خاص آنها به چهار دوره یا اصطلاحا چهار" نسل " تقسیم بندی می کنند. نسل اول روشنفکری ایرانی یا نسلی که از انقلاب مشروطه تا به قدرت رسیدن رضا شاه در جریان بود خصوصیاتی نظیر غرب گرایی داشت ، از حرکت های افراطی پرهیز می کرد و مبانی حکومت های دمکرات و سکولار را قبول داشتند. با این حال اندیشه انقلاب گرایی به مفهوم اجتماعی در این عصر اندکی مهجور بود به طوری که انقلاب مشروطه خود در قالب سیاسی با روش های کاملا مسالمت آمیز شکل گرفت. نسل دوم اما در قصرهای رضاحان و تحت ایدئولوژی سیاسی روشنفکر زده او به وجود آمد. غرب گرایی این دوره با تکیه بر ایدئولوژی های ناسیونالیستی میشد. ایجاد نهادهای جدید نظیر مدرسه و دانشگاه و حتی حرکت هایی چون برداشتن حجاب با پشتوانه هایی نظیر ساختن ایران بزرگ به وجود آمدند. در دوره مصدق روشنفکری ایرانی یک بازگشت مقطعی را به روشهایی مشروطه گرایان تجربه کرد و با شکست مصدق نسل جدیدی از روشنفکری با عقاید کاملا متفاوت شکل گرفت. غرب زدگی ، تندروی و حتی میل به مبارزه مسلحانه، میل به بازگشت به ارزش ها و میل به ایجاد حکومت توتالیتر از ویژگی های این نسل از روشنفکری بود. اکبر گنجی در مقاله ای تحت عنوان" تاریخ روشنفکری ایران" که در بی بی سی فارسی منتشر شد اشاره کرد که دمکراسی اصولا در گفتمان سیاسی این دوره جایی نداشت و همین نسل ایجادکنندگان انقلاب اسلامی بود. نسل چهارم که حاصل جنبش اصلاحاتی بود که در سال 76 شروع شد اما نسل های قبلی را رد و مفاهیمی چون دمکراسی ، تحمل عقاید و مبارزه لیبرال منشانه را تبلیغ می کند. با یک نگاه به فضای جامعه روشنفکری ایرانی متوجه می شویم که تفاوت های بسیاری میان آنها از حیت نوع ایدئولوژی وجود دارد. امروز در ایران روشنفکری چهار لایه دارد: 1- گروههایی نظیر جبهه ملی و میتوان گفت نهضت آزادی ، پان ایرانیست ها و اغلب گروههای ناسیونالیسم با اندیشه های نسل اولی پیش میروند 2- گروههای نظیر حزب مشروطه ایران با ایدئولوژی نسل سوم تعیین خط مشی می کنند 3- خط مشی نسل سومی همراه با تندروی هنوز بین احزاب کمونیست به طور بارز مشاهده میشود 4- احزاب اصلاح طلب خط مشی نسل چهارمی را اختیار کرده اند خیلی خوب متوجه می شویم که در این آشفته بازار روشنفکری ایرانی هر گروهی ساز خودش را میزند. با این حال میتوان گفت جهت گیری همه احزاب به سمت نسل چهارمی تر شدن است. یعنی ارزشهایی نظیر دمکراسی ، تحمل عقاید و برخورد عاقلانه با غرب کم و بیش در بین همه گروههای روشنفکر به چشم می خورد. چنانکه امروز احزاب کمونیستی چون حزب کمونیست کارگری و فدائیان خلق تا حد زیادی تغییر ایدئولوژی داده اند. فدائیان خلق اکثریت در کنگره اول بعد از انقلابشان عملا خط مشی خود را که یک خط مشی تک ایدئولوژیکی بر مبنای تکثر عقیده و اتحاد وسیله بود را رد و نظام جند عقیدتی را پذیرفتند. کمونیست کارگری نیز که این روزها با اندیشه کاملا جدیدی برای " یک دنیای بهتر " آمده است. گرچه تاریخ مصرف این احزاب به عقیده من گذشته است، اما تغییرات ایدئولوژیکی نشان از یک حرکت اجتناب ناپذیر تاریخی برای روشنفکری ایرانی می دهد پی نوشت ۱ : بخوانید نوشته امید در همنوایان را روشنفکری ایرانی و مشکل آرمانگرایی در ادامه مطلب چند عکس از زمان جنگ هست ... و اینجا تصویری از پیکر سوخته شهید بختیاری (تکان دهنده ست) ادامه مطلب
روشنفکری در ایران در تاریخ خود مسیر بلندی را طی کرده است و به همین دلیل دادن یک حکم قطعی در مورد روشنفکری ایران غیر ممکن و دور از انصاف است. با این حال مسیر کلی روشنفکری را میتوان آنالیز و ریشه بندی کرد. انتخابات ریاست جمهوری گذشته را میتوان نقطه ای تاریخی و حساس برای روشنفکری ایرانی تلقی کرد. این انتخابات در حقیقت نوید یک بن بست را میداد. بن بستی که دمکراسی خواهان ایرانی مدت ها بود با آن روبرو شده بودند و جنبش اصلاحات دوم خرداد تلاشی برای شکستن آن بود. قبل از دوم خرداد روشنفکری ایران برای مدت مدیدی با بن بست روبرو بود و به ویژگی های کشنده آن آگاهی داشت. روشنفکری ایرانی به چند نتیجه بزرگ رسیده بود : ۱- نظام اصلاح پذیر نیست ۲- انقلاب سخت و تا حدی غیر ممکن است در برابر این واقعیات جنبش دمکراتیک ایران گرایشات مختلفی را تجربه کرد. عده ای برای فعالیت خود برای ایجاد انقلاب دمکراتیک ادامه داده و عده ای بعد از مدتی تعلل تئوری اصلاحات را از پی گرفتند. در این میان یک پدیده جدید نیز به نام " انقلاب آرام" وارد گفتمان گذار به دمکراسی در ایران شد که فعالیت جامعه مدنی ایجاد شده در دوره اصلاحات در مرکز توجه قرار میداد . در ابتدا بسیاری از روشنفکران به تئوری انقلاب آرام گرایش پیدا کردند اما امکان براندازی نرم با اقدامات دولت نهم اعتبار خود را باخت. روشنفکری ایرانی به این نتیجه رسید که اگر نظام اصلاح پذیر نیست امکان براندازی نرم نیز در آن وجود ندارد . با این حال این روزها و در نزدیکی های انتخابات بعدی مجلس یک راه جدید پیش روی روشنفکری ایرانی گشوده است. راهی که روشنفکری رئالیستی پیش روی جنبش دمکراتیک قرار داده است . روشنفکری رئالیست همان نوع روشنفکری است که قبول کردن واقعیت های تلخ و تلاش برای تغییر آنها بر مبنای عقلانیت و منطق را بر رد آنها به طور کلی ارجحیت میدهد. نماد بارز این روشنفکری در تاریخ ما مصدق مشروطه خواه و خاتمی است . خاتمی مردی که ۸ سال متوالی ریاست جمهوری اش را با محافظه کاری های خاص خودش دنبال کرد حالا عقایدش خریداری بیشتری پیدا کرده است. خاتمی یک روشنفکر رئالیست است که ویژگی های خاص سیاسی و فرهنگی ایرانی را بیشتر از همتایان تندرواش میفهمد. خاتمی یک دمکرات است. همان کسی که روزی شجاعانه گفت :" اگر دین در مقابل آزادی قرار گیرد این دین است که شکست خواهد خورد" و لرزه بر اندام آنانی انداخت که با قرائت توتالیتر از دین راه را برای شکوفایی آزادی در یک حکومت دینی می بندند. مواضع خاتمی گرچه در آن زمان محکوم به کندروی میشد اما امروز برای تمام جریان اصلاحات مشخص شده است که آنچه او می گفت اگر بهترین نبود از همه استراتژی های دیگر بهتر عمل میکرد. خط مشی خاتمی به طور خاص و اصلاح طلبان به طور عام البته از سوی اپوزیسیون لائیک رد می شود. اما مسئله اصلی ارائه تعریفی جدید از واژه روشنفکر است. امروز دیگر آنهایی که حرف های ایده آلیست را تکرار می کنند عملا در روشنفکری ما جایی ندارند و تمام قدرت آنها حرف زدن و روزی سه وعده غذا خوردن است. روشنفکری ایرانی اینک دارد درس های جدیدی را می آموزد. دارد می آموزد که رسیدن هدف مهمتر از وسیله رسیدن به آن است. دارد واقعیت ها را باور می کند . روشنفکران ایرانی دارند یاد می گیرند که مصالحه با رقیب لازمه بقا است. بر همین اساس در ادبیات روشنفکزی رئالیست و جدید ایران حرفهایی چون " یا مرگ یا آزادی " و یا " سر به دار میدهم ولی تن به ظلمت نمی دهم " معنا و مفهومی ندارد. نسل جدیدی از روشنفکری ایرانی در زیر فشارهای مهرورزانه دولت نهم زاده شده است . نسلی که نوید بخش ایرانی بهتر و آزادتر خواهد بود . ۱.توی وبلاگ انگلیسی ام یک مطلب راجع به پرویز مشرف دیکتاتور پاکستان نوشته ام . میدانی ! دیکتاتور بودن مهارت خاص خودش را دارد که مشرف ندارد. توی ایران هم از مدل این دیکتاتورهای احمق زیاد داشته ایم . رضا شاه نمونه بارزش است. پسرش هم در حماقت دست کمی از او نداشت. اما این حماقت مشرف باعث شد تا دلم برایش بسوزد. جوری که اسم مطلبم توی وبلاگ انگلیسی ام را گذاشتم : ژنرال مشرف بیچاره این بشر واقعا دیوانه است. اوضاع رو به آرامش کشورش را خیلی ساده تبدیل به یک جهنم برای خودش کرد. کسی نیست بگوید آخر بیچاره ! توی دنیای سیاست رقیب را تا بشود از پشت پرده می کشند یا اگر نشد هم میروند سراغ یک راه دیگر. همانهایی که امروز میخواهند به خاطر نقض تعهدات دمکراتیک حمایت مالی شان را از تو قطع کنند به خیالت از این کارها نمی کنند. می کنند به مولا ! اما راهش را میدانند ۲-امروز دیوانه شده ام . دیوانه دیوانه . توی فکر داشتم برای هم نوایان چیزی بفرستم و یک دستی هم به سر روزنامه مدرسه مان بزنم. اصلا هیچ کدامش نشد. تازه دیشب پیشنهاد کار در یک نشریه حقوق بشر را که دوستم میخواهد آغاز کند رد کرده ام. گند زده ام به همه چیز توی این چند روز همه کارم شده سر زدن به وبلاگ حسین درخشان . از احمق بودن و عاقل بودنهایش خوشم آمده است. یک جورهایی دیوانه است و یک جورهایی هم مخش خیلی میکشد. این بشر خیلی عجیب است به مولا. یا خیلی احمق است یا خیلی با هوش . بالاخره ته و تو اش را در می آورم. از هر گوری شده ...
چایی خونه های اصفهان بلکل تعطییییل شد.تعطیلی چایی خونه ها باعث شد فصل جدیدی رو توی زندگیم آغاز کنم.تصور کن!ماها نسل چایی خونه ایم! توی چایی خونه بزرگ شدیم.کنار یه مشت بیکار 40 -50 ساله و یه عده کاسب پول دار 20-30 ساله.به شدت در معرض احساس بی عدالتی اجتماعی بودیم.چه روزهایی که پول قلیون نداشتیم و دار رفقا میشدیم.چه روزها هم مست و پاتیل 10 نفر رو یکجا دوغ و گوشفیل مهمون می کردیم.چایی خونه مخصوصاً از نوع مدرنش که توی این 7-8 سال ایجاد شد جای خوبی برای بزرگ شدن بود.می گن زندان دانشگاه مرده.چایی خونه هم یه جورایی همین حکم رو برای ما داشت.زندونی چایی خونه بودیم.دیگه تعطیل شد همه ی چایی خونه ها ! می گویند دلیلش مضر بودن قلیان هاست.الله اعلم
همه چیز داشت خوب پیش میرفت.شده بود 20-30 تا روزنامه ! روزنامه هایی که امروز تماشای جنازشون اشک هر زنده دلی رو در میاره ! شده بود چاپ هزاران جلد کتابِ بیست ! کتابهایی که امروز زیراکس شدش 2 برابر اصل قیمت داره ! شده بود 1 مجلس رویایی ! وای ! یادمه کلاس چهارم دبستان بودم اون موقع ! برای اولین بار معلم کلاس مبصر رو به وسیله ی انتخابات تایین کرد.من یک رای کم اوردم و مبصر نشدم . رای خودم رو به یکی دیگه دادم و اون انتخاب شد ! رفتم بهش تبریک گفتم و یاد گرفتم رای خودم مال خودمه ! بگذریم نسل من اولین نسلی بود که در 10 سالگی می فهمید دموکراسی یعنی چی ؟ بگذریم ! شده بود خیلی چیزها ! نمی خوام ذکر مصیبت بخونم اول روضه ! امّا چه کنم که همین اول باید برم سراغ مقتل خوانی ! فروهر و چندتای دیگه بی خود و بی جهت کشته شدن ! مسیر اصلاحات شروع به تغییر کرد. سرعت قطار اصلاحات زیاد شد و در این حین از ریل خارج ! 6 – 7 ماه روزنامه ها می نوشتن ! سلام هم یه نامه چاپ کرد ! بستنش ! شد 18 تیر! به همین کشکی ! بریم سراغ دانشجو ها ! دوم خرداد رو از خودشون می دونستن ، بجای اینکه خودشون رو از دوم خرداد بدونن ! کتک خوردن و زندانی شدن و خوب کاری هم نمی شد کرد. نه از دست خاتمی بر میومد کاری و نه از دست بقیه ! مردم هم خوب زود خواه ! یواش یواش نا امید شدن ! همش شده بود : فلانی را آزاد کنید ! بهمانی را آزاد کنید ! مجلس رویایی شده بود مجلس توهمی ها ! همه در هپروت و مانده بود خاتمی تنها ! هرچقدر داد زد حواستون هست دارید چه بلایی سر اصلاحات میارید ؟ جواب میشنید : این رو از خودت بپرس ! و باز زجه می زد : فاین تذهبون ! و باز جواب میشنید : یذهب ! فراموش شد که اصلاحات اول باید به مدرسه و آموزش و پرورش برسد نه به زندانی ها ! فراموش شد که دیگر زمان زندانی شدن گذشته ! فراموش کردند که 100 سال زندانی شده اند قبلی ها هیچ فایده ای نداشته ! فراموش شد و حیف ! و تو ای حرکت خیابانی ! ای تظاهرات ! ای تجمع مسالمت آمیز و غیر مسالمت آمیز!جواب اصلاحات را در فردای قیامت چه خواهی داد ! جواب آن بیست میلیون رای که خودت هم جزئش بودی ! آره ! خاتمی نباید جواب بده ! چون کسی که می خاست به خاتمی رای بده و بعد بریزه تجمع کنه و تظاهرات کنه بیجا فرمود اصلاً به خاتمی رای داد ! همینطوری می رفت تجمع می کرد ، مسالمت آمیز ! الکی این بدبخت رو مچل کردی که چی ؟! دلم از تو پر است ! مسالمت آمیز ! تجمع ، تظاهرات! تف تو روت ! توف ! توف خلط دار تو روت ! حالم رو بهم میزنی ! توف توی اون پلاکارد های سفید و قرمزت ! تف توی اون نوشته های تایپ شده و دست نویست ! توف ! لعنت به اون شعر یار دبستانیت که حالم رو بهم میزنه ! لعنت به اون ای ایران لعنتی ! لعنت به اون شعار های دوپلهوی مسخره ! خودت خری ! مرگ بر استبداد ! چقدر مسخره ! لعنت به تو ای مسالمت آمیز ! لعنت الله علی القوم الظالمین !
ما بچه های سیاستیم . همه دیوانه اما خیلی عاقل ، بی خیال اما خیلی دلسوز ، نادان اما خیلی دانا و عجیب اما واقعی !
بخوانید و بدانید : ۱.توی جوانی طبق قاعده آدم باید پی خوشی باشد ، بگردد ، عشق کند و از عمرش لذت ببرد. نه اینکه وبلاگ بنویسد ، توی جلسه مشارکت شرکت کند و روزنامه بخواند ۲. روی اینترنت که میروی اینقدر سرگرمی هست که نخواهی وبلاگ بنویسی ، صبح تا شب دنبال فیلترشکن باشی تا روزآنلاین را باز کنی و شب هم تا دم صبح یا اخبار بخوانی با با آی دی سیاه توی پالتاک بالا بیایی ۳- طبیعی تر است یک جوان در بهترین روزها عمرش پی عشق و عاشقی باشد تا اینکه مشغله فکری اش این باشد که راه درست و بی هزینه گذار ایران به دمکراسی چیست ؟ سرانجام پرونده هسته ای چه میشود ؟ و انتخابات به نفع چه کسی تمام می شود؟ ۴- کسی نیست بگوید عزیزم کتاب خوانی این همه کتاب شعر و قصه با مطالب آموزنده. آموزنده نمیخواهی مریم حیدرزاده بخوان ، فهیمه رحیمی بخوان یا حسنی نگو یه دسته گل بخوان. این کتاب های عجق وجق چیست . قفسه اش را نگاه کن : جامعه شناسی سیاسی نوشته بشیریه ، فاطمه فاطمه است از شریعتی ، خانوم از مسعود بهنود و هزار تا کتاب بی معنا و مفهوم. ۵- نگاهش کن ، داره با یک دختر حرف میزنه . بالاخره آدم شد ، بگذار بریم نزدیک تر. احمق ! داره راجع به همان مزخرفات حرف میزنه صحبت می کنه. آخه به تو چه که آن سوی جمهوری اسلامی دمکراسی هست یا نه. ۶- هزار بار بهش گفته اند تو این دنیا باید تلاشت را بکنی کلاهت خودت را بر ندارند. با هر جور شده کار خودت را ردیف کن . "خرتو برون ، به تو چه که نون شده یک قرون ". اما دست بر نمیداره. مدام حرف از حقوق بشر میزنه. میگه میخواد همه چیزو درست کنه. میگند اگر به تو یکی بود که این دنیا باید هزار بار بهشت می شد. ۷- اصلا براش مهم نیست . پدرش بهش میگوید دیوانه ، بی مغز و مادرش هم بهش می گوید اگه برامون درست کنی حلالت نمی کنم . همیشه بعد از شنیدن این حرف ها جوری به پدر و مادرش نگاه می کند که آدم قصه میخورد. به چه فکر می کند. من فکر می کنم توی دلش گریه می کند ۸-دوست دارد وقتش را به جای بازی کردن مباحثه کند. پدرش به او گفته وقتی راجع به این مسائل حرف میزنی قلبم به لرزه در می آید. یادش نمی رود روزی را که شوهر عمه اش بهش توهین کرد. اما او اهمیت میدهد. او چیزهایی را می بیند که بقیه اصلا نمی توانند بفهمد. ۹-دوست دارد به هر موضوعی نزدیک شود ، آن را ببیند و بشناسد و سپس ردش کند یا قبول کند. توی همین فرآیند گاهگاه خیلی از باورهای خودش را از دست میدهد. خانواده اش اما فکر می کند ناراحت شده است . مادرش می گوید دلم میخواست دنبال خلاف بری اما از این حرفها نزنی ، پدرش می گوید غلط می کنی تو چیزی که بهت مربوط نیست دخالت می کنی. ۱۰-او نمی تواند خودش را گول بزند. با وجود اینکه اطرافیون به او می گویند که خدا سنگت می کند ، او نمی تواند درک کند خدایی که در کتابش مداما انسانها را به تفکر دعوت کرده و توسط بنده بزرگ و برگزیده اش آن را از ۷۰ سال عبادت برتر شمرده آدم را فقط به خدا فکر کردن نفرین کند ۱۱- مداما باید تحمل کند به اعتقادش توهین می شود، به آنهایی که دوستش دارد. همه اش از خودش میپرسد اگر خودشان این همه توهین را می دیدند آیا تحمل میکردند؟ چرا خودشان حاضر نیستند کوچکترین اشتباهی را در آنچه ۱۰۰ سال اعتقاد دارند نمی پذیرند اما به اعتقاداتی که فردی بر اساس منطق به آنها رسیده است حمله می کنند. ۱۲- از او میپرسم چرا این همه سختی را تحمل می کنی . میگوید کشور من باید به هر قیمتی پیش رفت کند . هر جور شده . می گویم اما چرا همه اش به دوش یک عده از افراد جامعه باشد. میگوید : ما بچه های سیاستیم ۱۳- لبخند میزند و میرود . آیا موفق خواهد شد ؟ پی نوشت : صاحب زمانا دعایمان کن (مطلب آرمین در همنوایان) |
لوگوها
نظر سنجی
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
شهریور 1387
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 نویسندگان
آمار بازدیدکنندگان
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by noend.Blogfa.com