تبليغاتX
ما همه خوبیم

معنویت، عدالت، آزادی

درباره وبلاگ
به نام خداوند قلم و آفرینندهٍ کلمه و خالق حرف
"خوب" در ادبیات مردم اصفهان معانی متفاوتی دارد. یکی از معناهای "خوب" برادران الوات و اراذل اوباش را شامل می شود. "خوب" ها انسان های دیکتاتوری هستند که کوچکترین مخالفتی را تاب نمی آورند. عاشق خراب کردن و دعوا و درگیری هستند. تجاوز به حقوق دیگران از مشخصه های بارز "خوب" هاست. معتقدم "خوب" ها اسمشان بد در رفته وگرنه ما همه به اندازه ی خودمان "خوب" هستیم
پیوندهای روزانه
پیوندها
مدرنیته شرقی "پویا شوقی"
پایگاههای خبری
روزنامه ها
سید محمد خاتمی
مهندس رجبعلی مزروعی - متولد ماه مهر
دکتر احمد شیرزاد - سپیداران
سید ابراهیم نبوی
سید عطاالله مهاجرانی
جملیه کدیور
عمادالدین باقی
علی شکوری راد
محمد علی نجفی
معصومه ابتکار-ابتکار سبز
سید حسین مرعشی-قهوه خانه
اکبر اعلمی
صادق زیباکلام
عباس عبدی
عماد افروغ
دکتر مصطفی معین
دکتر سروش
سید محمد علی ابطحی - وبنوشت
سید علی میرفتاح-کرگدن نامه
بـــنــــد209-سهیل سروش نیا
ایران من-مهدي آقا عليخاني
طبقه دوازدهم - ســتاره
کمانگیر
طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام
روح الله
عـسـل
امیرفرشاد ابراهیمی
هادی نامه
جمهور
اکبر منتجبی
آش ایرونی-مصطفی رسته مقدم
وبخوان
مصطفی مستور
اصولگرا
مسعود
اسماعيل حق پرست-خط خطي هاي ذهن
هیس
لب پنجره
بــهزاد-آخری
احــــســــان
شـــراب تلخ-رها
خاک ناسپاس
نقطه دید-بهروز شجاعی
زیتون
ققنوس
خشت-حمید
همینجوری-احمد طالبی
چکیده ای از اسلام
حرف حساب
نوای نی-عــلــی کـلـائی
توکای مقدس-توکا نیستانی
غـــــرب زدگــــــان
پرویز ایمانی
بامداد
حــرف نو
نگارک ها-سلیمانی
فرصت نوشتن-بابک داد
نگاه نو-حاج آقا شاهینی
کاکتوس-فرشته رضایی
صلح ودوستی- قاسم مقیمی
عدالت خواهي غرب اصفهان
بوی خاک-محمدرضا یزدان پناه
روزنوشت های آخرین رئیس جمهور
غــــریــــبــــه
آفتابگردان عاشق-آرمین
فرایند-بابک اسماعیلی
اصلاحات نوشت
مــــحــــفــــل
بیلچه - یونس خان کاظمی
خاکریز-مرتضی احمدی
عرفان نجف آبادی
بامدادی
مــــــرور
کارتون خواب - کامران صفی زاده
تاکستان خوشبختی-بی تا
زخم کهنه - شاهرخ مهدوی
دفتر هاي سبز من یا غم؟
دست چپی - کــامــران
:: قالب ساز ::
طراح قالب

Powered By
BLOGFA.COM
اصلاح شد

این مطلب به خاطر تناقض آشکار با روند و مواضع کلی وبلاگ و به خاطر جلوگیری از برداشت گمراه کننده خوانندگان اصلاح (حذف) شد.

از پویای عزیز خواهش می کنم در انتشار مطالب بعدی دقت بیشتری انجام دهد. و از انتشار مطالبی که با مواضع قبلی خودشان و خط مشی کلی وبلاگ در تضاد است اکیداْ خودداری نماید.

 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
آیا رفسنجانی با سابقه وحشتناکش می تواند دمکرات باشد؟

دیروز: سال هفتاد و شش با انتخاب خاتمی جریان اصلاحاتی با انگیزه های دمکراتیک و مردمسالارانه شروع شد.
 دیدگاه: اصلاح طلبان همه افرادی بودند که زمانی به پایه های نظام کمک کردند. گنجی سپاهی بود. حجاریان اطلاعاتی بود. سروش انقلاب فرهنگی را موجب شد. نمی توان به این گروه اعتماد کرد. دمکرات بودن اینان از روی منافع شخصی است.


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
هدف افشاگری عباس پالیزدار چه می تواند باشد؟
افشاگری روز شنبه عباس پالیزار در جمع دانشجویان همدانی واقعا غافل گیر کننده است. وی در این افشاگری علنا از فساد درونی همان مجموعه ای پرده بر می دارد که اکبرگنجی از آن با عنوان "تاریکخانه اشباح" یاد می کرد. این افشاگری و افشاگری عبدالله شهبازی در مورد الیگارشی زمین خوار- که هر دو شباهت های زیادی به هم دارند- را می توان نسل جدیدی از افشاگری های تاریخ جمهوری اسلامی خواند. این نسل جدید بر خلاف مدل افشاگری دولت اشاره مستقیم به نام افراد خاطی دارند و از سویی بر خلاف افشاگری های ضمن پروژه عالیجنابان رنگی با دیدی اصولگرایانه و نه دمکرات منشانه نسبت به فعالیت بخش خاصی از جناح راست بیان می شود. با این حال از لحاظ محتوا هم افشاگری های گنجی و هم افشاگری های اخیر شهبازی و پالیزان انگشت اتهام به سوی افراد خاصی دراز می کنند. طیفی از راست سنتی به همراه کنایه هایی به مصباح یزدی از جمله متهمین هستند.

ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
شفافیت بالاتریم در برابر محافل زیر زمینی؛ کدام بد است؟

اینکه اقدام مثبتی چون بالاتریم به یک باره اسباب تشویش خاطر جمعی از کاربران بی غرض و با غرض را برانگیخته برای من سوالی است...


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
چرا هاشمی رفسنجانی امروز اصلاح طلب است؟

داشتم مقاله "روشنفکران و گفتمان عالیجناب سرخ" را از " عالیجناب سرخ و عالیجنابان خاکستری" گنجی می خوندم. تو اون مقاله گنجی چند تا دلیل میاره که هاشمی رفسنجانی اصلاح طلب نیست. من با گنجی موافقم در این مورد که هاشمی مدل 78 اصلاح طلب نبود. با این حال الان هاشمی عوض شده...


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  

چند روزه دارم به این فکر می کنم که چقدر عالی میشه اگه اصلاح طلب های پیشرو هاشمی رفسنجانی را به عنوان کاندیدشون در انتخابات معرفی کنند. از اونجایی که این سوژه یک مقاله توپه فعلا جزییات نظرمو لو نمی دم....


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
کش دادن یک انقلاب

جامعه شناسی گذار به دمکراسی انقلاب به مفهوم سنتی آن که از روی نمونه انقلاب فرانسه ظهور کرد را در رده شیوه های گذار "خشونت آمیز" به دمکراسی تقلی می کند. تجربه تاریخی ثابت کرده است که حکومت های پس از انقلاب گرایش اندکی به ایجاد یک جامعه دمکرات بر اساس ارزش های لیبرالی دارند.

لینک این مطلب در روزآنلاین


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
ده کاندیدای اصلاح طلبان در تهران
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
توضیحاتی در مورد مسدود شدن نام کاربری ام در بالاترین
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
نگاهی دوباره به ناکارآمدی اصلاحات پارلمانتاریستی
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
برسد به دست بالاترین و کاربرانش

                                                                          


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
آتش بس صلح جویانه ای بر بحث تحریم-مشارکت
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
اخراج افغانی-ایرانی ها: وقوع یک جنایت در سکوت روشنفکری
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
من و خاتمی
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
تفاوت های یوزپلنگ جنگل با یوزپلنگ بالاترین
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
در جستجوی هدف توقیف سنتوری
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
پلورالیسم و ضرورت وقوع یک نوزایی اجتناب ناپذیر
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
جمهوری اسلامی یک پدیده مدرن و غیرارتجاعی است
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
وقتی بعضی کاربران، بالاترین را ارث پدرشان می دانند
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
گنجی و حقیقی در برابر روشنفکر نماها
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
اصلاحات مرد، زنده بادی در کار نیست
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
توی فکر یک موضوع خوب برای نوشتن

                        ما همچین گدا و گشنه هم نیستیم. قابل توجه گدا جان. ما مخلصیم

چند روزه دارم فکر می کنم چی بیام تو این وبلاگ بنویسم که هم از خجالت آرمین در بیام و هم نگن مرده یا احیانا لاله(منظور از لال در این جمله لال مجازی است). باور کنید ۳۰۰ موضوع را پشت سر هم بررسی کردم. همشون یا جذاب نبود یا وقت میبرد. آخرش تصمیم گرفتم مثل مرد وایسم و بگم آقا به ذهنم نمیرسه چیزی.

الان اینجا ساعت اول مدرسه اس. اعصابم بی نهایت خورده. یک سری مشکلاتی دارم که روی در روی دوربین(منظور از دوربین در این جمله دوربین وبلاگی است) نمی تونم بگم. فقط برام دعا کنید. راستی یک سری تصمیم هایی هم گرفتم که آنها را هم نمی تونم رو در روی دوربین وبلاگی بگم. حتما یک سوژه به ذهنم خورد یک پست می گذارم. در پایان برای اینکه خیلی پستم خالی نباشه یک مطلب از این وبلاگ انگلیسی جدیدی که زدم میگذارم. اگه سوادش را دارید بخوانید اگر هم نه بدونید سواد کسی را با انگلیسی بلد بودنش تعیین نمی کنند :

Thursday, January 10, 2008


 

To be honest, I do not feel good about what’s happening in Pakistan. In other words, I feel sorry about that. In one of my posts in Irano-American, my former blog, I called the story of Pakistan the sad story of democracy in Middle East. To be honest, it seems so hard for the intellectuals of Islamic countries to make their leaders accept the democratic concepts. Lots of economic and social elements contribute to this miserable fact. Economically, the Middle Eastern countries are highly dependent on their resources specially oil. So the government is barely dependent on the Bourgeoisie class, which sociologically is the most influent social force in creating democracy by obliging the totalitarian governments to accept the democratic values. The other reason is the Islamic religion and its high potential to be used as a dictatorial element. Islamic fundamentalism, beyond any doubt, has been one of the major obstacles in front of the process of transition to democracy in this very important part of the world.

 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
                                                

                  

جناب آغای آرمین صنایی :

بدینوسیله صالروز طولد شما را طبریک گفطه و این متلب را مینگارم. اگر قلط املایی در مطن هسط همه را به حساب این بگذارید که تا کنون این کلمات را فقت شنیده ام:

آنچه من از آرمین سنایی آموخطم

دیروز داشتم از سر کوچمان رد می شدم. ناگهان دیدم روی دیوار بزرگ نوشته: " بر پدر بهایی لعنت" با توجه به اینکه در دوره اصلاحات دانشجوها شلوغ کردند نتیجه میگیریم که راه خاتمی بهترین راه ممکن بود برای پیروزی در ایران. به خصوص که اخیرا سفر لاریجانی به مصر هم بر این ادعا صحه گذاشته است که مشی تحکیمی ها در ۱۸ تیر و مشی امسال گنجی که جو بدجوری آنها را گرفت اشتباه است. 

اگر نظریه حضرت زرتشت را مبنی بر اینکه یک گوشه دنیا خیر است و یک گوشه شر و این خیر و شر مثل بختک به جان همند تا ابدالدحر که امام زمان ظاهر شود و دنیا را به بهشت تبدیل کند. در این دایره قسمت یک سو فخرآور به عنوان نماد بدی و پلیدی قرار دارد و یک سو خاتمی که تجلی فضل خدا بر بندگانش است.

برای خوب بودن خاتمی می توان دلایل زیر را ذکر کرد:
۱- فعلا توی بورس است
۲-مسعود مزروعی از او بدش نمی آید
۳- بوتو کشته شد
۴- خطر تروریسم دنیا را تهدید می کند
۵-قوچانی روزنامه باز کرده است
۶- اینقدر دلیل هست که یک وبلاگ فقط میخواهد که دلیل بنویسی

و برای بد بودن فخرآور:
۱-دخترباز است
۲- یکبار به من گفته است احمق
۳-انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دارد به نقطات حساس میرسد
۴- این سعید فراهانی فکرش کار نمی کند
۵- طراحی وبلاگ فخرآور عالی نیست، معمولی است

بر همین اساس برای کمک به پیروزی نور بر تاریکی و حق بر باطل وظیفه هر ایرانی مسلمان است که:
۱- قبل از خواب یک فحش به فخرآور بدهد
۲- عکس خاتمی را روی دیوار اتاقش بزند
۳- از کلماتی که یک بخش آنها فخر یا امیر عباس است پرهیز کند
۴- توی صندوق صدقات پول بیندازد
۵- از مردم فلسطین حمایت کند
۶- به تو بقیه اش ربطی نداره

خواننده ای برای آرمین نوشته کتاب بخوان: باید گفت آرمین کتاب نخوانده اش شیرین تر است. در پایان باید گفت:

ما همه سردار توییم آرمین
گوش به فرمان توییم آرمین

 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
عید "سعید" آمده است
            

 

اشاره- دوشنبه همین هفته سالروز تولد استاد دکتر سعید فراهانی است. برای آنهایی که به سیاست و جامعه شناسی خصوصا در حیطه مسائل مربوط به جنبش اصلاحات دوم خرداد علاقه دارند این نام بی شک آشناست. امروز قصد دارم به اجمال به زندگی نامه ایشان بپردازم:

سال ۶۹ بود که  آقای دکتر توی دانشگاه ما (علم و صنعت) درباره " جنبش چپ و دمکراسی خواهی" صحبت کرد و من برای اولین بار دکتر را خارج از روزنامه ها دیدم. او معتقد بود که جنبش چپ ایران چاره ای جز بازگشت از مواضع قبل از انقلابی چون استعمار ستیزی کور و سیاست های پوپولیستی (که در دوره میرحسین چپ ها بدان اعتقاد داشتند) و چرخش به سوی دمکراسی ندارد.او از پتانسیل قانون اساسی برای چرخش به توتالیتر سخن گفت و از چپ ها میخواست زمینه استحکام مبانی دمکراتیک در قانون اساسی را فراهم  کنند. چپ ها خیلی دیر به این حرف او رسیدند. زمانی که بعد از فوت امام از قدرت تا حد زیادی کنار رفتند، تازه ناچار شدند تا به دمکراسی خواهی روی آوردند.

زندگی او جریان جالبی دارد: سال ۱۳۳۵در خانواده ای با سابقه روشنفکری دینی به دنیا آمد. پدرش مهندس رضا فراهانی از قهرمانان جنبش ملی شدن صنعت نفت بود که در آن زمان روزنامه "دین آزاد" را منتشر میکرد. بعد از کودتا و سرکوب روشنفکران وی به ترکیه و از آنجا به فرانسه حرکت کرد. در سال ۱۳۳۴ با یک بانوی فرانسوی ازدواج کرد. سعید یک سال بعد در پاریس به دنیا آمد. گرچه بخش قابل توجهی از عمرش را در فرانسه زندگی کرد و فرانسه زبان اولش محسوب میشد ، اما با همت پدرش فارسی را نیز با فصاحت صحبت میکرد. تحصیلاتش را در رشته جامعه شناسی تا مدرک لیسانس به پایان رساند و سپس در اوایل سال ۱۳۵۷ با ناآرامی اوضاع کشور ، از آنجا که به سرنوشت پدری اش علاقه داشت به ایران بازگشت.

در زمان بازگشت با معرفی پدرش به حسینیه ارشاد رفت و در بهبهه انقلاب تمام تلاشش  را برای استقرار دمکراسی  کرد. بعد از انقلاب روزنامه "دین آزاد" را به یاد پدرش که در اواخر سال ۱۳۵۷ فوت کرده بود مجددا افتتاح کرد. در اوایل انقلاب هنگامی که نیروهای مختلف اسلامی داشتند از هم فاصله می گرفتند و اختلاف بین طرفداران امام و مهندس بزرگان به اوج رسیده بود، وی از طرفداری از جناح ها خودداری کرد و در نشریه "دین آزاد" به تحلیل وقایع کشور از دید یک روشنفکر دینی صلح طلب و آشتی جوی پرداخت. طرفداران خط مشی او را در اوایل انقلاب به دلایل گرایشات بدون خشونتشان "گاندی گرایان اسلامی" می خواندند.

او در سال ۱۳۶۴ پس از توقیف ناعادلانه روزنامه اش به فرانسه رفت و مدرک دکترای جامعه شناسی را گرفت و هم زمان کتاب "دمکراسی در جهان اسلام: آغاز یک موج جدید گذار به دمکراسی" را منتشر کرد و خبر از آغاز موج جدید گذار به دمکراسی در جهان در کشورهای خاورمیانه داد. وی مصالحه از بالای متمایل به اصلاحات را راه پیش بینی شده گذار به دمکراسی در ایران میدانست. وقتی در سال ۱۳۶۷ به ایران آمد و در دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد، سعی کرد ارتباطش را با قشر چپ حکومتی تقویت کند و در این کار توفیق هایی هم داشت. او نیروهای چپ را به گرایش از ضد امپریالیسم به دمکراسی خواهی تشویق میکرد.

گرچه همکاری های  او با چپ ها همچنان باقی ماند اما تا دوم خرداد ۷۶ آنها با هم هدف یکسانی پیدا نکردند. در آن سال بود که او فعالیت بیشتری پیدا کرئ. گرچه باز هم مستقیما سیاستمدار تلقی نشد. بعد از جریان 18 تیر راه او از اصلاحات جدا شد. او در این سال ها کتاب " اصلاحات سیاسی و اصلاحات مدنی" را نوشت و در آن ایده اصلاحات دو لایه را مطرح کرد. وی معتقد بود که اصلاحات در عرصه سیاسی و در عرصه جامعه مدنی دو جریان جدا هستند که نباید به یکدیگر امید داشته باشند. در انتخابات ریاست جمهوری 1384 از معین حمایت میکرد و بعد از پیروزی احمدی نژاد با انتشار کتاب " شکست دوم خرداد و ادامه زندگی اصلاحات" را منتشر و در آن از پایان اصلاحات سیاسی خبر داد. با این حال او اصلاحات سیاسی را زمینه ساز جنبش اصلاحات مدنی میدانست که شکست خوردنی نیست.

با این حال بعدها در مقاله "بازنویسی" در وبلاگش ایده جدید انقلاب آرام را پشتیبانی کرد. پس از شکست تقریبی این ایده امروز از ایده سکوت زید آبادی حمایت می کند. با این حال قرائت او از این ایده متفاوت است. او سکوت را نه عامل نشان دادن خشم روشنفکران از حکومت، بلکه لازمه امروز جنبش دمکراتیک ایران میداند. او معتقد است امروز تنها گذر زمان راه پیروزی جنبش دمکراتیک است و موقعیت امروز را برابر با موقعیتی میدانست که او برای چپ ها از دمکراسی دم میزد، در حالی که تا سال ۷۶ عملا امکان انجام شعارهای او نبود.

 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
اصلاحات از دیدگاه فیلسوف تاریخ
                              

اصلاحات ایران در برهه حساسی از تاریخ خود به سر میبرد. بعد از توقف ناگهانی سوم تیر گرچه امروز اصلاحات به اصطلاح دارد راهی برای دوباره برخاستن می جوید ، اما هنوز هم به خوبی مشخص است که نتایج انتخابات آتی مجلس و انتخابات دو سال آینده رئیس جمهور سرنوشت "اصلاح پذیری حکومت" را مشخص می کند. همین موقعیت حساس سبب شده است تا اصلاحات تا حد زیادی از مسیر اصلی خود خارج شود.

آنالیز کردن این دوره بسیار حساس تاریخ دمکراسی در ایران بی شک راه موثری برای درک بهتر ماجراست. در یک بررسی جامعه شناسانه می توان موقعیت بقرنج جریان اصلاحات در ایران را بهتر درک کرد. در شرایط کنونی اصلاحات ضعیف است. با یک شکست محصول اشتباهات سابق روبروست و از خیلی جاها صدای مخالفت می شنود. اصلاحات اساسا با سه چالش روبروست: چالش با محافظه کاران انحصار طلب ، چالش با براندازی خواهان و چالش های داخلی سه طیف سنتی ، رادیکال و میانه رو در درون جریان اصلاحات. در این شرایط اصلاحات به نظر می رسد یکی از کنش های زیر را اختیار کند:
۱- گرایش بیشتر از سویی به سمت رادیکالیسم اصلاح طلبانه و از سوی دیگر به محافظه کاری در سایه اصلاحات که کم کم احزاب اصلاح طلب امروز را به دو دسته اصلی تقسیم می کند: طیف محافظه کار کروبی و طیف میانه رو مشارکت که به جریان میانه رو یا ضلع سوم سیاسی کشور می پیوندد، و نیز طیف رادیکال مشارکت که کم کم وجه نامشروع به مانند  ملی مذهبی ها و نهضت آزادی پیدا میکند. در چنین حالتی خود به خود گفتمان اصلاحات از میان خواهد رفت و گروهی از اصلاح طلبان عملا به گروههای منفعل سیاسی منتقل و گروه باقی مانده هم به طیف " از بدتر بهتر " را منتقل. در این شرایط امکان اصلاحات کم و منتهی به تغییرات آتی است.

۲- احتمال دوم آن است که فشارهای سیاسی اصلاحات را عملا در یک حالت انفعال باطنی ظاهرا نامحسوس قرار دهد. به این معنا که مفهوم اتحاد در جبهه دوم خرداد عملا از بین رفته و احزاب مسیر جداگانه ای را انتخاب کنند. این شرایطی است که چه بسا با ادامه خط مشی های کنونی هم به وقوع بپیوندد. با این حال اندکی رادیکالیسم محرک خوبی برای آن می شود

۳-احتمال سوم که خیلی تاکید دارم که روی آن بیشتر بحث کنم تنها راه نجات جریان اصلاحات است. این احتمال با چاشنی "مصالحه" به وقوع می پیوندد و می تواند اتحاد را دیر یا زود تحکیم بخشد. در صورتی که یکی از دو احتمال قبلی رخ ندهند- که احتمال وقوع آنها کم هم نیست-  اصلاحات با موقعیت سختی روبرو می شود که طی آن باید با جناح راست مقابله کند.در حقیقت اصلاحات بدون هیچ یک از طیف های خود از معتدل تا پیشرو راه به جایی نخواهد برد. تنها راه پیروزی اصلاحات رسیدن به یک ائتلاف صد در صدی در عرصه حزبی است. اینجاست که تازه باید اصلاحات با خطرات مختلف روبرو کند، سوالات مختلف برای جنبش اصلاحات در همین مرحله مطرح می شوند.

به عقیده من در چنین شرایط اصلاحات باز با شرایط انتخاب همراه با احتمالات روبرو خواهد بود. اینجا دوباره تفاوت های اصلاح طلبانه در عقاید جا برای مطرح شدن می یابند. طیف محافظه کار اصلاحات حامی چپ سنتی بر پایه مفاهیم ضد امپریالیستی که از قبل تعریف شده است و چپ مدرن بر مبنای مصالحه با امپریالیسم و مهم تر از آن احترام به مفهوم آزادی به وجود آمده است. در این شرایط باز مشکل درونی بروز می کند. کنش جریان اصلاحات را می توان بدین گونه احتمال بندی کرد:
۱- پیروزی طیف سنتی که نتیجه آن حاکم شدن اندیشه های غیر دمکراتیک بر اصلاحات است. در این شرایط اقشار دیگر جنبش دمکراتیک به مرور از اصلاحات ناامید می شود و خواه نا خواه پروژه نابودی اصلاحات دمکراتیک طراحی می شود.
۲-پیروزی طیف مدرن که نتیجه آن حزب اصلاحات از گردونه سیاسی رسمی است
۳- حاکم شدن چپی که در نوشته های قبلی ام از نام پست مدرن از آن استفاده کرده و آن را تنها راه نجات اصلاحات دانسته ام. این چپ پست مدرن به دیدگاه من در حقیقت نه از دل طیف میانه رو اصلاحات بلکه از طریق حاکم شدن جریان دمکراتیک حزبی بر اصلاحات به نتیجه می رسد که از حیطه بحث ما خارج است.

پس اگر اندکی خارج از جو خاتمیست و اصلاح طلب امروز روشنفکری که حاصل سیاست های مهرورزی است نگاه کنیم خواهیم فهمید اصلاحاتی" که هرگز نخواهد مرد" شاید هم بمیرد. در صورت پیروزی یک تندرو مانند احمدی نژاد در انتخابات آتی ریاست جمهوری به باور من پروژه اصلاحات به مفهوم امروز آن حداقل تا چندین سال به پایان می رسد. در این صورت یا در طی مدت انفعال روشنفکری موفق به انقلاب می شود یا اوضاع تا انعطاف بعدی که شرایط اصلاح طلبانه آماده می شود. اگر اصلاحات طبق پیش بینی من "بمیرد" امروز شانس آخرش محسوب می شود.

<>لینک این مطلب در بالاترین

<>حزب مشروطه در ایران غوغا میکند!

<>مصاحبه خواندی اصغرزاده - اصلاحات چپ نیست

<>رشید را دیروز زده اند ... پس خواهند خورد.نزدیک است موعدش.

<>دانشجویان و جریان رفرم خواه - میرا

<>من شاکرم خدا - مونا

 

 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
گزارش یک غیبت :معذور دار ما را
                

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

             در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند ... ای شیخ پاکدامـن مـعذور دار ما را

دوستان عزیز ، غیبت ناگهانی و رفتن سر زده مرا ببخشایید. حقیقت این است که پس از اینکه استفاده مستمر و درازمدت از اینترنت تا نیمه های شب موجبات ضررهای جبران ناپذیری را به آینده تحصیلی حقیر قرار داد ، یک شب تحت تاثیر جو جنجالی خانواده که به شدت از وضعیت تحصیلی من ناراضی و قاراش میریش بودند به روی شبکه جهانی رفته و هر اثری از خود را روی اینترنت منهای حساب خود در سایت بالاترین که قابل حذف نیست و یکی از آی دی های خود در یاهو مسنجر که اصلا یادم نبود چنین حسابی دارم.

طی روزهای گذشته رفته رفته دلم برای صفحه کلید کامپیوتر و دوستانم تنگ شد. دو روز پیش اقدام به اضافه کردن آرمین و سعید در اد لیست محترم نمودم که آرمین جان سراغی نگرفت و فقط با دلخری پیغام اد من را پذیرفت و این سعیدٍ ... (استغفرالله) هنوز درخواست اد من را هم پذیرش ننموده است.

منتظر بودم تا آرمین را دیده و مسئله را برای وی توضیح دهم اما دیدن پیغام امروز آرمین و اینکه اسم وبلاگ جدیدی را به میان آورده بود مرا بر آن داشت تا پسورد وبلاگ را با امداد الهی (!!!) دریافته و خود را دوباره عضو این جمع صمیمی نمایم. شکرلله...

در پایان باید توضیح بدهم که این جانب گهگاه دچار شک عصبی شده و از این اقدامات عجیب و غریب مرتکب می شوم. بار قبلی وبلاگ قبلی ام را دیلیت کردم. البته بماند که سایر دوستان هم کم از این جور اقدامات نکرده اند...

بدین وسیله :

۱- از همه دوستان و به خصوص آرمین عذرخواهی می کنم
۲- از دوستان می خواهم آی دی جدید من را اد کنند :Yahoo!ID: poyash1
۳- تمسک خود را به مکتب ما همه خوبیم که همانا پیروی از پیامبر رحمت محمد امین و دین مبینش و جانشینانش امامان معصوم و فقیهان امت در عصر غیبت دوازدهمین اختر تابناک آسمان امام و ولایت است، همچنین به مکتب والامقام مردمسالاری و پاسداشت حقوق انسانی و برابر دانستن همه انسانها به نام اسلام و اسلام گرایی اعلام می کنم. راه ما ؛ دمکراسی دینی و بومی است و این جز در سایه حمایت از جریان اهواریی اصلاحات و مکتب خاتمی عزیز محقق نخواهد شد. مردی که فکر والایش نه تنها در پی اصلاح ساختار سیاسی ایران ، بلکه در پی ایجاد تمدنی بر پایه اصول انسانی و ارزش های پاک اخلاقی در گستره گیتی است.

سوره 24, آيه 17
خدا اندرزتان مى‏دهد كه هيچ گاه ديگر مثل آن را اگر مؤمنيد تكرار نكنيد

عشق یعنی یک خمینی سادگی...
عشق یعنی با علی دلدادگی....
عشق یعنی دست تو پرپر شده...
عشق یعنی یک علی رهبر شده...
عشق یعنی لافتی الا علی....
عشق یعنی رهبرم سید علی...

درپایان در سایه خداوند منان برای همه دوستان بزرگی و موفقیت خواستارم. انشالله در سال برکات الهی امسال سالی نکو در تاریخ جنبش صد و اندلی ساله دمکراسی خواه ما خواه بود و راه بیست و چهار اسفند به دوم خردادی دیگر بینجامد.

انشاالله تعالی

 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
کسی میدونی جریان تغییرات اخیر بالاترین چیه؟ جدا؟
امروز بعد از چند ساعت بازی کردن روی صفحه بالاترین وارد بالاترین شدیم و تسکین اعتیاد کردم. وارد که شدم دیدم بالاترین یک کم تغییر کرده. یکی اینکه زیر هر لینک لینک های مرتبط به اون ردیف شدند. ترتیب لینک ها ظاهرا بر حسب زمان ارسال هست. یک تغییر دیگه که حدس میزنم یک اشتباه کوچیک بوده این بود که یک سری از لینک های صفحه تازه ها با نام فرستنده نشان داده می شدند. اما یک تغییر سوم امکان دعوت کردن به دوستان بود. وقتی به صفحه کاربری رفتم دیدن کنار صفحه یک لینک برای دعوت دوستان هست که برای من کار نکرد. فکر کردم این ممکنه به خاطره این باشه که امتیاز من کمه. می خواستم از دوستان بپرسم این امکان برای کسی از شما کار می کنه؟ این مطلب را به خاطر این نوشتم که یک کم بیش از حد کنجکاو(شکل مودبانه واژه فضول) هستم و نمی تونم تا زمانی که بلاگ بالاترین تغییرات را اعلام کنه صبر کنم.
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
فعالیت های حزب مشروطه در ایران !!!
عکس در ادامه مطلب

اینم از براندازی! اصلاحات غیر ممکن است


ادامه مطلب
 نوشته شده توسط آرمین سنائی |  
لوگوها

Copyright © 2006 All Rights Reserved by noend.Blogfa.com