| ما همه خوبیم |
معنویت، عدالت، آزادی
|
درباره وبلاگ
![]()
به نام خداوند قلم و آفرینندهٍ کلمه و خالق حرف
"خوب" در ادبیات مردم اصفهان معانی متفاوتی دارد. یکی از معناهای "خوب" برادران الوات و اراذل اوباش را شامل می شود. "خوب" ها انسان های دیکتاتوری هستند که کوچکترین مخالفتی را تاب نمی آورند. عاشق خراب کردن و دعوا و درگیری هستند. تجاوز به حقوق دیگران از مشخصه های بارز "خوب" هاست. معتقدم "خوب" ها اسمشان بد در رفته وگرنه ما همه به اندازه ی خودمان "خوب" هستیم پیوندهای روزانه
اگر مشايي مشاور خاتمي بود، ما كفن پوش شده بوديم!-امید حسینی
حسی پر از درد بیتفاوتی بهمثابهٔ واکنش اجتماعی - شاهرخ مهدوي ناامیدی ... این درد مشترک - میرا مدلی برای تعامل با جامعه مدنی - پویا شوقی سلطان محمود غزنوی ، پادشاه غلام باره (بچه باز) اردشیر پایه گذار حکومت دینی در ایران قبل از اسلام! مهاتما گاندی و نلسون عبدالله! - رشید اسماعیلی قنوت حضرت امام سجاد «ع» در جلسه پشت پرده سران اصلاحطلب چه گذشت تمام پیوندها پیوندها
مدرنیته شرقی "پویا شوقی"
پایگاههای خبری روزنامه ها سید محمد خاتمی مهندس رجبعلی مزروعی - متولد ماه مهر دکتر احمد شیرزاد - سپیداران سید ابراهیم نبوی سید عطاالله مهاجرانی جملیه کدیور عمادالدین باقی علی شکوری راد محمد علی نجفی معصومه ابتکار-ابتکار سبز سید حسین مرعشی-قهوه خانه اکبر اعلمی صادق زیباکلام عباس عبدی عماد افروغ دکتر مصطفی معین دکتر سروش سید محمد علی ابطحی - وبنوشت سید علی میرفتاح-کرگدن نامه بـــنــــد209-سهیل سروش نیا ایران من-مهدي آقا عليخاني طبقه دوازدهم - ســتاره کمانگیر طلبه ای از مشهدالرضا علیه السلام روح الله عـسـل امیرفرشاد ابراهیمی هادی نامه جمهور اکبر منتجبی آش ایرونی-مصطفی رسته مقدم وبخوان مصطفی مستور اصولگرا مسعود اسماعيل حق پرست-خط خطي هاي ذهن هیس لب پنجره بــهزاد-آخری احــــســــان شـــراب تلخ-رها خاک ناسپاس نقطه دید-بهروز شجاعی زیتون ققنوس خشت-حمید همینجوری-احمد طالبی چکیده ای از اسلام حرف حساب نوای نی-عــلــی کـلـائی توکای مقدس-توکا نیستانی غـــــرب زدگــــــان پرویز ایمانی بامداد حــرف نو نگارک ها-سلیمانی فرصت نوشتن-بابک داد نگاه نو-حاج آقا شاهینی کاکتوس-فرشته رضایی صلح ودوستی- قاسم مقیمی عدالت خواهي غرب اصفهان بوی خاک-محمدرضا یزدان پناه روزنوشت های آخرین رئیس جمهور غــــریــــبــــه آفتابگردان عاشق-آرمین فرایند-بابک اسماعیلی اصلاحات نوشت مــــحــــفــــل بیلچه - یونس خان کاظمی خاکریز-مرتضی احمدی عرفان نجف آبادی بامدادی مــــــرور کارتون خواب - کامران صفی زاده تاکستان خوشبختی-بی تا زخم کهنه - شاهرخ مهدوی دفتر هاي سبز من یا غم؟ دست چپی - کــامــران :: قالب ساز :: طراح قالب
|
حسین شریعتمداری پس از عکس العمل دفتر رهبری در قبال انتقاد (گلایه دوستانه) نسبت به رئیس جمهور جوابیه ای به مقاله ی روز قبل خود نوشته است که در قسمتی از آن آورد: ...و البته، ديگران نيز كه در اين ماجرا لغزيده اند بايد هشدار مراد و مقتداي خويش را به گوش جان بسپارند و به هوش باشند كه همه در معرض لغزش و خطا هستيم و چاره اي جز چنگ زدن به ريسمان الهي كه با واسطه رهبرمعظم انقلاب از خاك به ملكوت متصل است نداريم. بنده همیشه به التزام آقای شریعتمداری به ولایت فقیه غبطه می خورم. التزام ایشون رو باید در کتاب رکوردها ثبت کرد. خداوکیلی کف کردم! خبر اعدام یک وبلاگ نویس را که خواندم، کنجکاو شدم تا از وبلاگش اطلاعی به دست بیاورم. پیدا کردم و از اولین مطلبش شروع به مطالعه کردم. مطالب را یکی دو تا کردم تا بالاخره تمام شد. وقتی به آخرین مطلبش رسیدم و قصد بستن پنجره اش را داشتم، بی اختیار قلمم را برداشتم تا آدرس وبلاگش را یادداشت کنم تا مطالب بعدی اش را از دست ندهم... اما یک مرتبه یادم آمد این وبلاگ متعلق به یک اعدامی است و هم اکنون نویسنده اش مشغول پاسخ دادن به نکیر و منکر است! ادامه مطلب نمایندگان مجلس هشتم طرحی را تهیه و یك فوریت آن را به تصویب رساندند كه مجازات جرائم اخلال در امنیت روانی جامعه را تشدید میكند. در صورت تصویب نهایی این طرح كه از سوی ۱۹ نفر از نمایندگان تهیه شد، مجازات بسیاری از جرائم شامل حكم مجازات محارب و مفسد فیالارض یعنی اعدام میشود. ادامه مطلب یه روز سوراخ توالت انفرادی گرفته بود.اطلاع دادیم.بعد از چند دقیقه یکی از زندانبانها به اتفاق یه زندانی که گویا کارهای اینجوری داخل زندان رو انجام میداد اومدند داخل.یه مرد 35-40 ساله ی شکسته و خسته.با یه لباس کثیف و یه سری وسائل مخصوص باز کردن سوراخ توالت.یه نیم ساعتی طول کشید تا راه توالت رو باز کنه.توی این نیم ساعت فرصت رو مناسب دونستم تا یکم از تنهایی در بیام.ازش پرسیدم برای چی اینجاست و چه جرمی داشته.داستانش خیلی جالب ، خنده دار و دراماتیک بود. ادامه مطلب با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم... ادامه مطلب
شامگاه 15 دی بدنیا آمدم ولی 16 دی را بیشتر برای جشن گرفتن مناسب می دانم.از این رو و از آنرو که شناسنامه ام هم همین روز را مناسب تر دیده امروز تولد من بود.فروغ فرخ زاد.نیما یوشیج و مسعود مزروعی بزرگانی هستند که در این روز متولد شده اند . در روز تولد من . و تختی هم در این روز(15 دی) از دنیا رفته. 6 سالی می شود که در این روز مطلبی 16 خطی (بر حسب دستخط خودم) می نویسم . سالنامه ی امسالم را (با اندکی ویرایش) در وبلاگ به نمایش عموم رفقا می گذارم تا بیشتر با دوستشان آشنا شوند. بهترین خاطره 19 سالگی: 10 روز انفرادی . والفجر ، ولیال العشر . مرداد ماه امسال به اتهام توهین به مقدسات 10 روز در انفرادی تجربه ی صعود به آسمان را برای اولین بار داشتم و پله پله تا ملاقات خدا رفتم.از این بابت ممنون خودم،اطلاعات و خیلی های دیگرم. بدترین خاطره 19 سالگی: تحمل سه ماه (از تیرماه تا شهریور ماه) انفرادی توسط بزرگترین دوست دوران زندگی ام ، مسعود مزروعی به خاطر نا بخردی های من و حسن نیت دوستان.هیچگاه برای یک زندانی سیاسی اینقدر اشک نریختم.بارها از او عذر خواسته ام و او هم بزرگ بود و بخشید.تولدت مبارک مسعود عزیزم عشق در 19 سالگی:یادش بخیر صفحه بی عشق نمی توان ِ کافه شرق ،فقط همین. سفرهای 19 سالگی:7 بار سفر به تهران.1بار به قم (توی سفرهای تهران،خوب از قم هم رد شدم ولی چون قصد و نیت قم رو نداشتم حساب نیست) و آخرینش سفر به مشهد بود که یکی از زیباترین سفرهای تمام عمرم نیز بود.
بهترین کتاب:قرآن کتابی بود که امسال برای اولین بار تمامش را خواندم و بهترین بود. بهترین دوستها: امید آزادی (اوایل اصلاً خوشم نمی آمد که با او طرف شوم.یه جورایی به دلم نمی چسبید.چند باری باهاش قرار گذوشتم ولی یا خوابم برد یا اصفهان نبودم و یادم رفته بود که باهاش قرار دارم ولی بالاخره یه روز به این قصد که برم تا ببینتم و دست از سرم بردوره سر قرار حاضر شدم . بعد از پایان ملاقات اولم با امید متوجه شدم که اشتباه می کردم و همه چیزش از تیپ گرفته تا طرز فکر ، از مدل حرف زدن گرفته تا طرز نوشتن ، از فرم حرف زدن گرفته تا ادا و اصولهایی که موقع حرف زدن با دستناش در می آورد همه و همه شاخصه های یک دوست خوب را دارد.و افسوس که او 2 ماه بعد به سفر رفت و منتظر بازگشت او هستم از سرزمین شیطان بزرگ) سعید فراهانی و دکتر مصطفوی و آقای مظاهری عزیز امسال به جمع دوستانم اضافه شدند.امیدوارم تا پایان زندگی ام دوست خوبی باشم برایشان. آرزوی برآورده شده:بزرگترین آرزوی برآورده شده ام (...) بود. و اما هدیه ها:یک عدد بلوز مشکی از مادر که به قول دخترا ،خیلی دوستش دارم.منظومه ی حمید مصدق از خواهرم.یه دوربین 8 مگا که حسرتش را 3 سالی بود در دل داشتم و پدرم 3 روز قبل به کاممان رساند. و محبت های رفقایم:امید،سعید،مجید(داداشم)،سعید(دادشم)،فائزه،مرضیه،آقای مصطفوی،سحر،امینه،آقای مظاهری که به اندازه ی یک سال شارژم کردند برای ادامه ی این بازی ... زندگی ! در پایان از تمامی کسانی که به وسیله تلفن،نامه،تلگراف و ایمیل و اس ام اس این روز را به من تبریک گفتند تشکر میکنم . لطفاً پوذش بنده را بخاطر عدم تشکر حضوری که به علت تألمات روحی شدید بوده پذیرا باشند. سلام شماره ی بیست.
مشمول الذمه ای اگر ما را یادت برود حاجی ... مشمول الذمه ای اگر در صفا مروه برای ملت طلب صبر نکنی . 2 سالش اندازه 20 سال گذشت مسلماً باقی مانده اش کند تر خواهد گذشت . مشمول الذمه ای اگر وقتی که داری حجر را طواف می کنی ملتت را از یاد ببری . آن ها سخت محتاج دعایند . راستی ای کاش ترتیبی می دادی که در این مدت غیابت بانکها دوباره تراول چک چاپ نکنند و تورم ایجاد کنند (مثل مدتی که بانک مرکزی ات بی صاحاب مانده بود) اینطور که تو دیشب در مصاحبه با گفتی کار بیشتر از آنچه ما فکر می کردیم خر تو خر است. یک بار خاتمی گفت که من فقط یک تدارکات چی هستم ، آن موقع درست متوجه منظورش نشدیم.می گفتیم رئیس جمهور 20 میلیونی یعنی نمی تواند ؟ بعد گفتند ملت کشک است . مهم سپاه و بسیج و شورای نگهبان و مجلس و ... هستند . اما انگار اینها هم کشکند . با حمایت اینها هم نمی توان کاری کرد . می گفتیم خاتمی امیدها را نا امید کرد . آن موقع نمی فهمیدیم نا امیدی یعنی چه . امّا حالا می فهمیم . می گفتیم خاتمی فقط حرف میزند . این را هم آن موقع نسنجیده گفتیم. چون در این سالهای زمامداریت فهمیدیم فقط حرف زدن یعنی چه ! می گفتیم خاتمی دروغ گوست . آن موقع نمی فهمیدیم که دروغ یعنی چه.اما حالا نیک می دانیم دروغ چیست . دروغ سفره هایمان را رنگین کرده از اثرات نفت . دروغ اوین را نه از دانشجویان ، بلکه از مفسدین اقتصادی پر کرده . دروغ قیمت های خانه را پایین آورده . دروغ 70 درصد صادرات را افزایش داده، دروغ سرمایه گذاری خارجی را هزاران درصد افزایش داده . وای که دروغ چه کارها که نمی کند . حتی باعث میشود که حلالت کنیم. بله . شما اینها را به ما فهماندی . مولا علی می فرماید کسی که چیزی به من بیاموزد من را بنده ی خود کرده . تو نیز ما را مدیون کرده ای با این همه چیزی که یادمان دادی. پس چگونه حلالت نکنیم ؟
دیوانه کننده است وقتی باید به تحلیل کردن تحلیل یک سیاستمدار بپردازی که چرا و با چه هدفی این تحلیل ارائه شد ؟ این سخن را تمام کسانی که به تحلیل اوضاع علاقمندند و از اطلاعات کاملاً موثق محرومند درک می کنند . نبود جریان آزاد اطلاعات مخصوصاً در این روزها که اوضاع روز به روز جالب تر و مهم تر میشود آزار دهنده است .( نمونه آخرش همین گزارش سازمان اطلاعات امریکا که مطمئناً تحلیل گران برجسته را هم گمراه و گیج خواهد کرد چه رسد به ...) اینکه چرا گاهی اپوزیسیون دقیقاً به میل نظام حرکت می کند و جناح راست بر خلاف صلاح سیستم . چرا اصلاح طلبان گاهی چنان با اصولگرایان همکاری می کنند که در همه چیز نظام هستی شک می کنی و گاهی چنان ساز نا هماهنگ میزنند که انگار هیچ منفعتی در بقای این نظام برایشان نمانده . به زعم من پیشرفت تکنولوژی هرچند از سوی به آزادی نسبی اطلاعات انجامیده ولی بیش شک به پنهان کردن این جریان توسط سیاستمداران نیز کمک کرده. واقع بینانه هم اگر بنگریم هرچند آزادی جریان اطلاعات از حقوق اساسی شهروندان در جامعه دموکراتیک است امّا نباید از این هم بگذریم که سیاست سازان نیز حقی غیر اخلاقی در به اسارت کشیدن اطلاعات دارند. چاره چیست ؟ در این شرایط باید به یک هــنر بی بدیل مسلح شوی . هــنــر بیشترین استفاده از همۀ اطلاعات درست . در واقع یک تحلیلگر موفق و واقع بین ابتدا باید ساعت ها ورودی اطلاعاتش و بررسی و تحلیل کند . بدرد بخور ها نگه داری و به درد نخور ها را دور بریزی . و سپس با دسته بندی اطلاعات صحیح و غلط به تحلیل نهایی بپردازد . در این میان برخی سیاستمداران به هیچ وجه همکاری نخواهند کرد ، همیشه سیگنالهایی را پخش می کنند که تحلیل آنها غیر ممکن است ، از بس چند لایه و تو در توست اظهار نظر هایشان . به طور مثال مقام معظم رهبری گاهی جملاتی را بیان می کنند که من شک می کنم تعداد زیادی مشاور به همراه خود ایشان کمتر از یک هفته روی آن سخنرانی کار کرده باشند . یا برعکس آن هم هست . برخی دیگر بالانشینان آنی و در لحظه موضع گیری می کنند . از این دسته نیز بهره ای به تحلیل گر نخواهد رسید . بازی سخت و پریشان کننده ایست امّا لذت بخش.
پی نوشت1: روزگار مانند همیشه جالب است . میایی داخل وبلاگت و می بینی هم وبلاگیت هرچه رد پا داشته را پاک کرده و در یک آدرس جدید مشغول به کار شده . امید خان موفق باشی عزیزم . غم رفتنت سخت است. با نوشته های جدیدت که از نظارت استصوابی من راحت شده اند خوشحالم خواهی کرد. هر چند اینجا خانۀ همیشگی توست . از نقد کردن دوستت هم دریغ نورز . از معدود کسانی هستی که حوصله نقد هایش را دارم . پی نوشت2: وقتی ، اُمّ معبد ، پیامبر خدا(ص) را به دلنشینی توصیف کرد ، مردان او را گفتند : چگونه است که توصیف تو از ما دلنشین ترست ؟ گفت : چون زنی ، مردی را بنگرد ، دلنشین تر می نگرد تا مردی ، مرد دیگر را ! پی نوشت3: غزلی از امام خمینی الا یا ایهـا الساقی زمی پر ساز جامم را که از جانم فـرو ریزد هوای ننگ و نامم را از آن می ریز در جامم که جانم را فنا سازد برون سازد زهستی هسته نیرنگ و دامم را از آن می ده که جانم را زقید خود رها سازد بخود گیرد زمامم را فرو ریزد مقامم را از آن می ده که در خلوتگه رندان بی حرمت بهـم کوبد سجودم را بهم ریزد قیامـم را لحظاتی پیش خبری به دست ما رسید که جامعه ی وبلاگ نویسان ، خاصه وبلاگ نویسان اصلاح طلب را مشعوف کرد. خبر کوتاه بود ... سهیل بازگشت ... و مانند هر خبر کوتاه دیگر که آدمی را جوگیر می کند ما نیز جو گیر شدیم.مدیریت و کارکنان ما همه خوبیم طی اطلاعیه ای این بازگشت را تبریک گفت.متن این اطلاعیه بدین شرح است : جناب آقای سهیل ۲۰۹ با سلام و عرض احترام.بازگشت افتخار آمیز شما از بردگی را به شما ، به خانواده ی محترم و به جامعه ی وبلاگنویسان تبریک می گوییم.مسلماْ صبر و استقامت شما که بی گمان از روی ایمان قوی شما به آزادی و دموکراسی بوده است چراغ راه دیگر یاران شماست.مسلم بدانید هزینه هایی که شما در این راه می پردازید هیچ گاه از سوی دوستان شما فراموش نخواهد شد. یقیناْ در این مدت غیبت شما فشار های بسیار زیادی به ما وارد شد که طرح آن در این اطلاعیه را صلاح نمی دانیم. امیدواریم حضور مجدد شما مانند گذشته منشاء خیر و برکت برای دوستان باشد.از خداوند منان موفقیت دنیوی و سعادت اخروی را برای شما آرزومندیم. بخوانید اولین سخنان ایشان را پس از بازگشت. البته گفته می شود این بازگشت به صورت موقت و به قید وثیقه بوده و ما باید به مدت ۲ سال دوری ایشان را تحمل کنیم. ما از وقتی به دنیا اومدیم یاد گرفتیم تحمل کنیم! تمامی انسانها در زیانند الا آنهایی که دیگران را به ایمان و صبر توصیه می کنند ... (قرآن کریم-والعصر) سهیل جون خیلی دوستت داریم داداش
امروز که آرمین مطلبش را بدون فاصله زمانی که همیشه بین مطلبامون میگذاشتیم گذاشت فکر کردم چقدر خوبه زودتر آپ کنیم. چرا باید برای هر مطلب بلاگ یک ماه فکر کنم و بعد یک چیز عجیب با یک کلمات عجیبی بنویسم که خودمم نفهمم. اساسا بلاگ جاییه که توش بیشتر باید حرف دلو نوشت تا حرف عقلو. هر چند من اساسا دلم هم مثل عقلم قد نمیده اما چه اشکالی داره شانسمو امتحان کنم. نه؟ امروز دارم برای هزارمین بار اخراجی ها را می بینم. یاد روزهایی جنگ افتادم. من این روزهای خوب را از دست دادم. اما این دلیل نمیشه براشون ارزش قائل نباشم. بر خلاف خیلی از بچه ها که فامیل شهید یا حتی فرزند شهید یا رزمنده ان من هیچ کس را توی جبهه نداشتم. اما این دلیل نمیشه به جنگ افتخار نکنم... جنگ دوره ای بود که ایرانی ها نشان دادند که هیچ کاری برایشان غیرممکن باشد. ما ایرانی ها ، از هر دسته ای که باشیم نمی توانیم به رزمنده های که برای ما جان دادند افتخار نکنیم. چه فرقی می کنه حزب اللهی باشیم یا اصلاح طلب یا لائیک. مگه نه اینکه هممان آدمیم ، مگه نه که همه آدمیم. آدم به این صحنه ها آفرین می گه . هر چه هم ادعای روشنفکری کنم، نمی توانم جلوی دست قطع شده ای که کنار عکس یک بچه افتاده احترام نگذارم. من آدم دینداری نیستم. خیلی کارایی را که باید یک دیندار واقعی بکنه نمی کنم. خیلی وقت ها اصلا فکر می کنم اعتقاد ندارم . اما به مولا علی به دینی که یکی به خاطرش با پای مصنوعی میره جبهه ، به خدا همه چیزم این دینه تمام کتاب های لائیک ، تمام داستان های ناسیونالیستی به مولا نمی توانند این معجزه را بکنند. آن وقت وقتی میخوانند پیامبر شق القمر کرد می گویند دروغ است ! طبیعی نیست. به مولا علی پیش کاری که عده ای جوان کردند شق القمر هیچ چیز بود. آیا غیر طبیعی نیست که یکی وسط جوانیش برود و جانش را فدا کند؟ ما ایرانی ها ، هر چه هم که غربی شویم ایرانیم. باز دلمان خیلی نازک است. هر چه دو دوزه باز باشیم به خدا نمی توانیم خم به ابروی کس دیگری را ببینیم. به خدا ! خدایا! خدایا! من یک بنده گناهکارم. به بهترین بنده ات رسول خدا قسم هیچ ادعایی ندارم. من میدانم که لحظه ای بدون بودن تو هیچم. خدایا به خدا رضایتت از من مرا ببخش نه به خاطر بهشت. خدایا! با دیدن یک دست قطع شده ، یک بچه شیمیایی شده و یک جوان سوخته به بزرگتیت قسم سوختم . من هیچم ، هیچ... ۱.توی وبلاگ انگلیسی ام یک مطلب راجع به پرویز مشرف دیکتاتور پاکستان نوشته ام . میدانی ! دیکتاتور بودن مهارت خاص خودش را دارد که مشرف ندارد. توی ایران هم از مدل این دیکتاتورهای احمق زیاد داشته ایم . رضا شاه نمونه بارزش است. پسرش هم در حماقت دست کمی از او نداشت. اما این حماقت مشرف باعث شد تا دلم برایش بسوزد. جوری که اسم مطلبم توی وبلاگ انگلیسی ام را گذاشتم : ژنرال مشرف بیچاره این بشر واقعا دیوانه است. اوضاع رو به آرامش کشورش را خیلی ساده تبدیل به یک جهنم برای خودش کرد. کسی نیست بگوید آخر بیچاره ! توی دنیای سیاست رقیب را تا بشود از پشت پرده می کشند یا اگر نشد هم میروند سراغ یک راه دیگر. همانهایی که امروز میخواهند به خاطر نقض تعهدات دمکراتیک حمایت مالی شان را از تو قطع کنند به خیالت از این کارها نمی کنند. می کنند به مولا ! اما راهش را میدانند ۲-امروز دیوانه شده ام . دیوانه دیوانه . توی فکر داشتم برای هم نوایان چیزی بفرستم و یک دستی هم به سر روزنامه مدرسه مان بزنم. اصلا هیچ کدامش نشد. تازه دیشب پیشنهاد کار در یک نشریه حقوق بشر را که دوستم میخواهد آغاز کند رد کرده ام. گند زده ام به همه چیز توی این چند روز همه کارم شده سر زدن به وبلاگ حسین درخشان . از احمق بودن و عاقل بودنهایش خوشم آمده است. یک جورهایی دیوانه است و یک جورهایی هم مخش خیلی میکشد. این بشر خیلی عجیب است به مولا. یا خیلی احمق است یا خیلی با هوش . بالاخره ته و تو اش را در می آورم. از هر گوری شده ...
آرمین سنائی
فرزند سالاری را می توان یک روش افراطی در زمینه پاسخگویی به نیازهای طبیعی و غیر طبیعی کودکان به حساب آورد ، به همان اندازه که یک روش تفریطی به دلیل فروگذار کردن نیازهای طبیعی والدین نیز می تواند باشد ، بنابراین در هر دو حالت این پدیده حاصل نوعی تربیت غیرمتعادل است ؛ پدیده ای که گاه در کشورهای توسعه یافته نیز بخوبی قابل مشاهده است چنانچه در این کشور ها کودکان می توانند با یک تلفن به پلیس ، والدین خود را روانه زندان کنند یا آنکه پزشکان با استناد به یک مشکل عادی در مادران و پدران به عنوان مثال مشکوک به وسواسی بودن ،قیومیت آن ها را در مورد فرزندان باطل و تربیت کودکان را به نهادهای اجتماعی – دولتی واگذار کنند. این در حالی است که متخصصان ، ابهت و وجاهت والدین را نزد فرزندان برای تربیت اصولی آنها سفارش می کنند . در روش علمی تربیت تنبیه بدنی حذف شده ، اما والدین می توانند با حرکاتی از جمله بلند شدن و یک گام به جلو نهادن های توام با عصبانیت از خواسته های نابجای کودکان جلوگیری کنند ، آرام پشت دست زدن ، اخم کردن ها موقت و تنها گذاشتن کودک در اتاق خود برای در فکر فرو رفتن در مورد اعمال نابجایش نیز از جمله مواردی است که از سوی کارشناسان توصیه می شود ، البته به شرط آنکه والدین خود آموزش های لازم دیده باشند و بدیرستی رفتار صحیح را از رفتار ناصحیح و ناسره تشخیص دهند . با توجه به آنچه گفته شد پدیده کودک سالاری در کشورهای توسعه یافته به یک شکل و در کشورهای در حال توسعه به شکل دیگری در حال رشد است ، گویا در کشورهای توسعه یافته این قانون مدنی است که اجازه ظهور و بروز کودک سالاری را میدهد ، در حالی که در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران این پدیده تابعی از مصادیق تربیتی غرب بوده و نه ریشه ای ایران و نه ریشه ای دینی دارد . نتیجه آنکه کودک سالاری از آنجایی که جایگاه منطق سالاری در خانواده و اجتماع را تصرف می کند و به هیچ وجه به معنای ارزش و احترام قائل شدن نسبت به کودکان نیست مغایر با اصور تربیتی فرهنگ ایرانی – اسلامی بوده و در نوع خود شکلی از تربیت ناهنجار است ، اما این پدیده در غرب نیز اگر چه شکل قانونی و مدنی دارد ، به هیچ وجه از سوی اندیشمندان آن جوامع تایید نشده و از این حیث مورد چالش است . |
لوگوها
نظر سنجی
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
شهریور 1387
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 نویسندگان
آمار بازدیدکنندگان
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by noend.Blogfa.com