امشب برای سومین بار یک دوست از دوستان نزدیک و مورد احترامم به من توصیه کرد ننویسم. به مطالعه بپردازم و به امور زندگی را سامان دهم.
هرچند با همه ی این توصیه ها مخالفت کامل دارم و مطالعه ی خودم را حتی از اندازه ی معمول بیشتر می دونم و امور زندگی را هم به سامان تلقی می کنم اما صلاح دیدم به مشورت این سه عزیزم مخصوصاْ وقتی دیدم توسط هر سه نفرشان به مضمونی شبیه ارائه شده توجه کنم. شاید آنها چیزی می بینند که من توانایی درک آن را ندارم. هر چند ننوشتن خیلی برایم سخته ولی باید این کار رو انجام بدهم. ان شاالله که تشخیص دوستان درست باشد. وقتی هرکس می آید و یا صدا و نظرش را به من می رساند، از من می خواهد که ننویسم این دیگر مسئله ای نیست که به تنهایی تصمیم بگیرم. من تشخیص اونها رو به تشخیص خودم ترجیح می دهم.
اگر عمری ماند و زمانی احساس کردم که به یک موقعیت مطلوب برای نوشتن رسیده ام به نوشتن و ابراز عقیده خواهم پرداخت. ان شاالله خواننده ی مطالب همه ی دوستان خواهم بود ولی نظری در مورد مطالبشان نخواهم داد. وبلاگ دیگری هم نخواهم داشت. کامنتی هم نخواهم گذاشت.
التماس دعا
آرمین سنایی
۳۱-۴-۱۳۸۷ پاسی از شب گذشته