انتخابات امریکا از پایه و اساس نا عادلانه است.در این انتخابات کسی انتخاب می شود که با توجه موقعیت و قدرت امریکا در سطح جهان می تواند با تصمیمات صحیح یا اشتباه خود در طول مدت ریاست تأثیر مثبت یا منفی بر زندگی تک تک انسانهای کره ی زمین بگذارد.به همین علت کسانی که رئیس جمهور را انتخاب می کنند در واقع به جای همه انسانها تصمیم می گیرند.و تصمیم گرفتن یک اقلیت برای کل بشریت نمی تواند عادلانه باشد.این نظر هرچند کنایه آمیز و مخلوط با طنز است ولی نیک که بنگریم دور از واقعیت هم نیست.
به طور مثال تجربه نشان داده است که هرگاه در امریکا حزب دموکرات قدرت را درست گرفته اصلاح طلبان ایرانی (قبل و بعد از انقلاب) دارای قدرت بیشتری و شعاع حرکت وسیع تری بوده اند ، آزادی های سیاسی افزایش یافته و استبداد رو به ضعف رفته.اما در مقابل هرگاه نامزدهای حزب جمهوری خواه قدرت را در دست گرفته اند آزادی های سیاسی در ایران کمتر شده و استبداد توانسته فشار بیشتری به مخالفین خود بیاورد.یادآوری کمک مالی شاه سابق ایران به نامزد جمهوری خواهان در انتخاباتی که کارتر رئیس جمهور شد خود تأئیدی بر این نکته است.حتی برخی از تحلیل گران طرفدار سلطنت ، انقلاب اسلامی سال 57 را معلول بی مهری کارتر به شاه می دانند و انقلابیون را متهم می کنند که مورد حمایت امریکا بوده اند.
دوران قدرت بوش در حالی رو به پایان است که علیرغم ادعای های امریکا ، دموکراسی در خاورمیانه روندی رو به عقب را گذرانده.علت این امر نیز بازمی گردد به سیاست های تهاجمی و مداخله جویانه ی دولت بوش که نسبت به دولت های قبلی بیشتر و پر سر و صدا تر بوده . این سیاست ها باعث بسته شدن فضای سیاسی کشور های خاورمیانه از جمله ایران توسط حکومت هایشان شده و امریکا را به سرسخت ترین دشمن نیروهای دموکراسی خواه در سطح منطقه تبدیل کرده است.
در ایران حمایت از کاندیداهای ریاست جمهوری امریکا قبل از انتخابات و به قدرت رسیدن آنها مجاز و بلا اشکال است.به شخصه امیدوارم مردم امریکا با توجه به مسئولیت خطیری که به عهده دارند باراک اوباما را به ریاست جمهوری امریکا انتخاب کنند تا با رئیس جمهور شدن خاتمی در سال آینده ، روزهای خوبی را به انتظار بنشینیم

